![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
![]() |
![]() |
|
| مطالب مذهبی ،علمی ،فرهنگی ،آموزشی و ... |
|
يَا بَابَ الحَوائِج،يَا مُوسَي بنِ جَعفَر
(علیه السلام)
شهادت مظلومانه و جانسوز هفتمین پیشوای شیعیان، والد مکرم حضرت علي بن موسي الرضا(علیه السلام)، باب الحوائج الي الله، حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم(علیه السلام) را به پیشگاه مقدس و منور قطب عالم امکان، بقیة الله في الأرضین، حضرت حجة بن الحسن العسکري(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان آنحضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم. مـهـدی(عج) بـیـا در گـوشـه زنـدان نظر کن بــا دیـــده گــریــان عــیــادت از پـــدر کــن بر گو به زهراء(س) مادرت، سرت سلامت دیــدار مــوســی(ع) و تــو در روز قـیـامـت *************************************************************
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 14:30 توسط وحیده |
|
|
نهایت عشق جلوههای رفتاری حضرت زهراسلام الله علیها(2)
روابط خانوادگی حضرت فاطمه(س) برای همه کسانی که خواهان یک زندگی متعالی هستند، درسهای ارزشمندی را ارایه میدهد. در اولین قسمت، پارهای از ویژگیهای رفتاری حضرت زهرا(س) را نسبت به همسر گرامیش، بازگو نمودیم. اینک در ادامه به جلوههای دیگری از این زندگی والا توجه فرمایید. * * * تقسیم کار یکی از عواملی که در حفظ اساس خانواده، نقش سازندهای دارد، برنامهریزی دقیق و منطبق با واقعیتهای زندگی است. اداره ی خانه، علیرغم اینکه ساده و عاری از پیچیدگی جلوه میکند، ظرافتهای خاص خود را میطلبد که بیتردید، به کاربستن آنها سبب موفقیت و آرامش روانی زن و مرد خواهد بود. عدم تعادل در تقسیم کار، باعث میشود که در نهایت، یکی از دو رکن خانه ـ یعنی زن یا مرد ـ از پای در آید.
یکی از جلوههای زندگی مشترک امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه زهرا(س) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود. مدت زیادی از ازدواج آنها نگذشته بود که خدمت پیامبر(ص) رسیدند و از او تقاضا کردند، تا کارها را میان آن دو تقسیم کند. رسول خدا(ص) کارهای خانه را به فاطمه(س) سپرد و مسؤولیتهای خارج از منزل را به علی(ع) واگذار کرد. بعد از این تقسیم بود که زهرا(س) بارها اظهار خشنودی میکرد و رضایت خود را از این تقسیمبندی ابراز میداشت.(1) بیتردید، تقسیمبندی پیامبر(ص) بر مبنای ساختار روحی و جسمی و مصلحت اجتماعی آنها بود.
به همسرت محبت کن این روایت در بسیاری از کتابهای روایی شیعه آمده است که علی(ع) فرمود: روزی من و زهرا(س) در خانه نشسته بودیم که ناگهان صدای پیامبر(ص) را شنیدیم؛ به احترام آن حضرت برخاستیم. پیامبر(ص) فرمود: بر جای خود بایستید تا من هم به شما ملحق شوم. سپس فرمود: برای چند لحظه ما را تنها بگذار. آن گاه در خلوت از فاطمه(س) سؤال کرد: رفتار شوهرت ـ علی(ع) ـ با تو چگونه است؟ فاطمه گفت: خوب است، اما زنان قریش مرا سرزنش میکنند که پدرت تو را به ازدواج کسی در آورد که دستش از مال دنیا خالی است. پیامبر(ص) فرمود: دخترم! پدر و شوهر تو فقیر نیستند؛ خداوند، خزاین زمین را از طلا و نقره بر من عرضه کرد، ولی من به آنچه نزد اوست، رضایت دادم. خدای سبحان به جهانیان نگریست و از میان همه، دو نفر را انتخاب کرد؛ من که پدر تو هستم و علی که شوهر توست. دخترم! شوهر تو بهترین همسرهاست، تو را از نافرمانی او برحذر میدارم. سپس بیرون آمد و مرا صدا زد و فرمود: به همسرت مهربانی کن، زیرا فاطمه، پاره تن من است، رنج او، رنج من و شادی او خشنودی من است.(2) راز داری ادب و احترام زن به همسر خود، اقتضا میکند که نه تنها از طرح و بزرگ جلوه دادن کمبودهای خانه، خودداری کند، بلکه در حد امکان، کاستیها را نادیده گرفته، آنها را کوچک شمارد. هنگامی که اظهار ناراحتی، نتیجهای جز رنجش شوهر ندارد، زن نباید کلامی در این رابطه با او بگوید. ایثار، و محبت، اقتضا میکند که او خود به ترتیبی که میداند آنها را جبران کرده و زحمت مضاعف را بر شوهر خود، تحمیل نکند.
روزی فاطمه(س) به حضور پدرش رسید، در حالی که آثار ضعف و گرسنگی از چهره زهرا(س) نمایان بود. رسول خدا(ص) وقتی این حالت را مشاهده کرد، دستهایش را به سوی آسمان، بلند نموده و گفت: خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن و وضع او را سامان بده.(3) پیامبر اکرم(ص) بدون اینکه زهرا(س) سخنی به او بگوید، از ضعف و گرسنگی او باخبر میشود که این خود، یکی دیگر از نمونههای پایبندی به اساس و اسرار خانواده است.
نگاه روحبخش وجود زن، در خانه میتواند محیط را به دریایی از مهر و عطوفت تبدیل کند، به گونهای که مرد با حضور در این فضا، آرامش پیدا کرده و مرهمی بر زخمهای دل او باشد. در غیر این صورت زندگی برای او فرسایش روح و مرگ تدریجی خواهد بود. مرد، همسر خود را مایه آرامش و تسلی خاطر میداند و به تعبیر دیگر، نگاه مرد به خانه و زندگیاش نگاه کسی است که از میان موجهای سهمگین دریا، به ساحت آرام مینگرد. مشکلات بیرونی هر مردی برای حل مشکلات گوناگون خارج از منزل، به یک روحیه ی قوی و زنده، نیازمند است. او سعی میکند که از لحظاتی که در بستر آرامبخش خانهاش سکونت مییابد، برای تقلیل کاستیها و زدودن نگرانیها استفاده کند. مردی که از نعمت چنین خانه و خانوادهای برخوردار است، در مسیر زندگی و انجام وظایف سیاسی، اجتماعی خود، فردی پیروز و موفق خواهد بود. فاطمه(س) جایگاه حساس و بلند شوهرش را میداند؛ همچنین میداند که علی(ع) در محیط بیرون با چه مشکلاتی روبهروست. کوشش او ایجاد یک محیط آرام و باصفا در درون خانه بود، و نه تنها سخنی که موجب پریشانی او بشود بر زبان نمیآورد، بلکه آنچه میگفت در جهت اهداف همسر فداکار و دلاورش بود. امیرالمؤمنین علی(ع) موضوع را این گونه بیان میکند: هیچ گاه، فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجاند؛ او را به هیچ کاری مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت؛ در هیچ امری، قدمی برخلاف میل باطنی من برنداشت و هر گاه که به رخسارش نظاره میکردم، تمام غصههایم برطرف میشد و دردهایم را فراموش میکردم.(4) در جایی دیگر میفرماید: به خدا قسم! هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود، او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد.(5) سپاس مجاهدتها فاطمه(س) در تمام مبارزات همسرش اعم از مبارزات سیاسی و جنگهای نظامی، مایه ی امید و دلگرمی او بود؛ در غیاب شوهر، خانه و فرزندان او را به خوبی اداره میکرد؛ با اشتیاق به انتظار بازگشت شوهر از جنگ مینشست و تمام سعی و کوشش خود را در راه آسایش او به کار میبرد، به طوری که، وقتی علی(ع) برمیگشت و ساعاتی را در میان خانوادهاش میگذراند، تمام خستگیهای حاصل از جنگهای طاقتفرسا، از تن او میرفت .
پی نوشت ها: 1ـ بحارالانوار، ج43، ص153. 2ـ کشفالغّمه، ج1، ص363، مناقب خوارزمی، ص256، بحارالانوار، ج43، ص133، ناسخالتواریخ، ص43. 3ـ بحارالانوار، ج43، ص77. 4- بحارالانوار، ج43، ص123، کشفالغّمه، ج1، ص363. 5- کشفالغّمه، ج1، ص363. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:20 توسط وحیده |
|
|
حضرت استاد علامه طباطبائی مد ظله العالی نقل کردند از مرحوم آیة الحقّ عارف عظیم الشَّأن آقای حاج میرزا علی آقا قاضی رضوانُ الله عَلیه که میفرموده است : در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای أفندی ها فوت کرد. این دختر در مرگ مادر بسیار ضجّه میکرد و جدّاً متألّم و ناراحت بود و با تشییع کنندگان تا قبر مادر آمد و آنقدر ناله کرد که تمام جمعیّت مشیّعین را منقلب نمود. تا وقتی که قبر را آماده کردند و خواستند مادر را در قبر گذارند فریاد میزد که من از مادرم جدا نمی شوم؛ هر چه خواستند او را آرام کنند مفید واقع نشد. دیدند اگر بخواهند اجباراً دختر را جدا کنند، بدون شکّ جان خواهد سپرد. بالاخره بنا شد مادر را در قبر بخوابانند و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند و فقط روی آنرا از تخته ای بپوشانند و سوراخی هم بگذارند تا دختر نمیرد و هروقت خواست از آن دریچه و سوراخ بیرون آید.
دختر در شب اوّل قبر، پهلوی مادر خوابید؛ فردا آمدند و سرپوش را برداشتند که ببینند بر سر دختر چه آمده است ، دیدند تمام موهای سرش سفید شده است . گفتند: چرا اینطور شده است ؟ گفت : هنگام شب ، من که پهلوی مادرم خوابیده بودم ، دیدم دو نفر از ملائکه آمدند و در دو طرف ایستادند و یک شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد. آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد او شدند و او جواب میداد؛ سؤال از توحید نمودند جواب داد: خدای من واحد است ، و سؤال از نبوّت کردند جواب داد: پیغمبر من محمّد بن عبدالله است . سؤال کردند: امامت کیست ؟ آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت : لَسْتُ لَهُ بِإمامٍ؛ من امام او نیستم . در اینحال آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش به آسمان زبانه می کشید. من از وحشت و دهشت این واقعه به این حال که می بینید درآمده ام . مرحوم قاضی رضوانُ الله عَلیه میفرمود: چون تمام طائفه دختر، سنّی مذهب بودند و این واقعه طبق عقائد شیعه واقع شد، آن دختر شیعه شد و تمام طائفه او که از أفندی ها بودند همگی به برکت این دختر شیعه شدند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:22 توسط وحیده |
|
مرحوم حضرت آيت الله حاج شيخ مرتضى حائرى (ره) نقل فرمدند: شخصى بود به نام آقا جمال، معروف به «هژبر»، كه دچار پا درد سختى شده بود; به طورى كه براى شركت در مجالس، مى بايد كسى او را به دوش مى گرفت و كمك مى كرد. عصر تاسوعا، آقاى هژبر به روضه اى كه در مدرسه فيضيه از طرف مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى (ره) تشكيل شده بود، آمد. آقا سيد على سيف (خدمتگزار مرحوم آيت الله حائرى) كه نگاهش به او افتاد، به او پرخاش كرد كه: سيد اين چه بساطى است كه در آورده اى، مزاحم مردم مى شوى، اگر واقعاً سيدى، برو از بى بى شفا بگير.آقاى هژبر تحت تأثير قرار گرفت و در پايان مجلس به همراه خود گفت: مرا به حرم مطهر ببر، پس از زيارت و عرض ادب، با دل شكسته، حال توجه و توسلى پيدا كرد و سپس سيد را خواب ربود.در خواب ديد كسى به او مى گويد: بلند شو. گفت: نمى توانم. دوباره گفت: مى توانى، بلند شو. سپس عمارتى را به او نشان داد و گفت: اين بنا از حاج سيد حسين آقاست كه براى ما روضه خوانى مى كند، اين نامه را هم به او بده.آقا هژبر ناگهان خود را ايستاده مى بيند كه نامه اى در دست دارد و نامه را به صاحبش رساند و مى گويد: ترسيدم اگر نامه را نرسانم، درد پا بر گردد. البته كسى از مضمون نامه مطلع نشد، حتى آيت الله حائرى. ايشان فرمودند: از آن به بعد آقاى هژبر عوض شد. گويى از جهان ديگرى بود- و غالباً در حال سكوت يا ذكر خدا بود.به نقل از http://www.masoumeh.com |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 7:37 توسط وحیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پنجره زیباست اگر بگذارند
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند من از اظهار نظر های دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند... |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 اسفند 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
جک و لطیفه های با مزه کمی تامل! عکس های جالب یه کم آشپزی! فقط انگلیسی رایانه شما! طریق هدایت ائمه معصومین علیهم السلام خانمها بخوانند! بد نیست بدانید... سیاست |
| پیوندها |
|
سایت صنایع نیوز واحد پاسخگویی به سوالات دینی بزرگترین سایت جاوا در ایران |
|
RSS
|