نشاط در زندگی

مطالب مذهبی ،علمی ،فرهنگی ،آموزشی و ...

عكس

سلام بعد از مدتها...............

فقط يه عكس جالب براتون دارم..........

اين گل پسر رو مي بينيد؟..به نظر شما داره به اين خانم صورتيه چي ميگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 18:4  توسط وحیده  | 

هزینه ی عشق واقعی

شبی پسر کوچکمان یک برگ کاغذ به مادرش داد. همسرم که در حال آشپزی بود. دستهایش را با حوله ای تمیز کرد و نوشته ها را با صدای بلند خواند. او با خط بچگانه نوشته بود:

 صورتحساب خرید خانه    1000 تومان

مرتب کردن اتاق خوابم    1000 تومان

مراقبت از برادر کوچکم   1500تومان

بیرون بردن سطل زبا له  1000تومان

نمره ریاضی خوبی که امروز گرفتم 1000  تومان

جمع بدهی شما به من :  5500 تومان

امام خمینی: "حقوق بسیار مادرها را نمى توان شمرد و نمى توان به حق ادا كرد. یك شب مادر نسبت به فرزندش از سالها عمر پدر متعهد ارزنده تر است. تجسم عطوفت و رحمت در دیدگان نورانى مادر, بارقه ی رحمت و عطوفت رب العالمین است. خداى تبارك و تعالى قلب و جان مادران را با نور رحمت ربوبیت خود آمیخته ؛ آن گونه كه وصف آن را كس نتوان كرد و به شناخت كسى جز مادران درنیاید"

همسرم را دیدم که به چشمان منتظر پسرمان نگاهی کرد ، چند لحظه خاطراتش را مرور کرد سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب او این عبارات را نوشت :

ارزش عشق مادری

بابت سختی 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی، هیچ

بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم، هیچ

بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی، هیچ

بابت غذا، نظافت تو و اسباب بازی هایت، هیچ

و اگر تمام این ها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است.

 

وقتی پسرمان آن چه را که مادرش نوشته بود خواند، چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد، گفت :

مامان..........دوستت دارم.

آن گاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت :  قبلا به طور کامل پرداخت شده !

منبع: سایت تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 9:10  توسط وحیده  | 

حدیث مقاومت

مقاومت ؛ از سنگال تا لبنان

اشاره:

 تازه هفت ماه بود كه ازدواج كرده بود و بي شك مانند من و تو زندگي را دوست داشت! فاطمه شايد 20 سال هم نداشت همسرش «ربيع قصير» نيز فاطمه و زندگي با او را دوست داشت. 24 سال بيشتر نداشت و از شهادت طلبان حزب الله بود. نمي دانم آيا تا به حال نام تانك هاي مركاوا را شنيده اي؟! همان تانك هاي به ظاهر مجهزي كه اسرائيل مي خواست در جنگ هاي 33 روزه با قدرت نمايي آن ها، پيروزي را به چنگ آورد. اما ربيع اين خواب اسرائيل را با نابودي 14 تانك مركاوا به بدترين شكل تعبير كرد و خود نيز به شهادت رسيد و فاطمه از زندگي سراسر رفاه در سنگال، تنها به عشق اعتقادات ربيع، چشم پوشيد و حال به رشادت و شهادت همسرش افتخار مي كند و مي گويد: «اگر امثال ربيع نبودند، لبناني نبود!» تاريخ مقاومت لبنان، سرشار از زندگي زناني چون فاطمه است. بگذار از مادر ربيع هم بگويم: سه فرزندش در راه خدا به شهادت رسيدند و او با دست خويش پسر چهارمش را به عضويت حزب الله درآورد! حديث مقاومت بانوان لبناني، سراسر حماسه و عشق است. از يك طرف عشق به فرزند و همسر و خانواده، از سويي ديگر عشق به جهاد في سبيل الله و تو خود بهتر مي داني كه زنان لبناني بهترين انتخابگر بوده اند! مجله زن روز در آخرين شماره خود با زينب موسوي -مادر فاطمه به گفت و گو نشسته است . با هم اين مصاحبه را مي خوانيم .

¤ لطفا خودتان را معرفي كنيد.

- زينب موسوي هستم و اصالت ايراني دارم سال 1983 با يك آقاي لبناني ازدواج كردم. همسر من از كساني است كه در آفريقا زندگي مي كرد و پس از شنيدن نام امام و انقلاب اسلامي ايران، به عشق ايشان به ايران آمد، يعني درست يكسال بعد از انقلاب.

¤ چطور شد كه با ايشان ازدواج كرديد؟

- دايي من در لبنان بود، همسرم ايشان را در لبنان ديدند و علاقه خود را براي آمدن به ايران ابراز كردند و دايي من آدرس خانه پدربزرگم در ايران را به ايشان دادند، همسرم اولين بار من را در خانه پدربزرگم ديدند و به همين ترتيب ما با هم آشنا شديم. البته ايراني ها سخت مي گيرند و زود دختر به خارجي نمي دهند. ولي ما بالاخره با هم ازدواج كرديم و ساكن آفريقا شديم. الان 25 سال است كه به عنوان يك ايراني در سنگال آفريقا زندگي مي كنم.

¤ چطور راضي به اين ازدواج شديد؟ دوري از خانواده و زندگي در كشوري غريب براي شما سخت نبود؟

- مادرم اصلا راضي به اين ازدواج نبودند اما يكي، دو روز مانده به اينكه همسرم از ايران برود، مادرم حضرت زهرا را در خواب مي بيند. در عالم رويا مي بينند كه در خانه ما مراسم روضه برپا بوده است و در پايان مراسم، آن حضرت در خواب دست مادرم را مي گيرند و مي گويند حاج عقيل بايد با زينب ازدواج كند. حاج عقيل نام همسرم است. حضرت زهرا در خواب گفته بودند: زينب مال عقيل است، عقيل مال زينب است. خلاصه اين خواب مادرم را راضي كرد. همسر من در عقيده خود خيلي ثابت قدم است. شرط ازدواج من با همسرم اين بود كه سالي يكبار به ايران بيايم و البته من همه فرزندانم را در ايران به دنيا آوردم.

¤ هيچ گاه در لبنان ساكن نبوده ايد؟

- نه، ساكن لبنان نبوده ايم، ولي فاميل هاي همسرم همه لبناني هستند.
¤ از ازدواج دختران بگوييد!

- يكي از موانعي كه من فرزندانم را به لبنان آورده بودم تا از آنجا به ايران بياييم، وصلت دخترم فاطمه در لبنان رقم خورد. داماد من شهيد «ربيع قصير» برادر شهيد «احمد قصير» بودند، از حزب الله لبنان. شهيد ربيع دخترم، فاطمه را در اين سفر مي بيند و بالاخره پس از پرس و جو ما را مي شناسد. به او مي گويند كه اينها در آفريقا زندگي مي كنند. لازم است بدانيد وضعيت فرهنگي و پوشش سنگال خيلي نامناسب است، چون سنگال از مستعمرات فرانسه بوده است و به نوعي آنجا هم براي خودش اروپايي است.

شهيد ربيع قصير وقتي پوشش و حجاب دخترم را مي بيند و مي فهمد كه ما در چنان محيطي زندگي مي كنيم و تعجب مي كند و به دخترم علاقمند مي شود. اولين بار ما را در رستوران ديدند. دختر من خيلي محجوب است.

¤ چطور به خواستگاري دختر شما آمدند؟

- او به خواستگاري دختر من نيامد، از اينكه اين مسئله را مطرح مي كند خيلي احساس كم رويي مي كرد. تا اينكه سفري به ايران كردند. در ايران خواب مي بيند كه مقام معظم رهبري، حلقه اي در دستش مي كند. او به لبنان مي آيد و نزد سيدحسن نصرالله مي رود و خوابش را تعريف مي كند. سيدحسن مي گويد كه تعبير خواب تو اين است كه تو داماد ايراني ها مي شوي و همين طور شد و او داماد من شد.

¤ از اعضاي حزب الله و به خصوص ويژگي هاي دامادتان برايمان بگوييد؟

- دخترم پس از ازدواج با ربيع در لبنان ساكن شد و من به آفريقا رفتم. وقتي جنگ هاي 33 روزه لبنان پيش آمد و من اخبار موشكباران لبنان را مي شنيدم خيلي نگران مي شدم. مرتبا در حال تماس با فاطمه بودم تا حال او را جويا شوم. ولي او خيلي با روحيه با من صحبت مي كردو مي گفت كه اينجا همه چيز خوب است. ما داريم زندگي عادي خود را مي كنيم و مطمئنا پيروزيم. اين همه آرامش و اطمينان و توكل به خداوند چيزي نبود جز تاثيرات شهيد ربيع و ساير بچه هاي حزب الله. جوانان حزب الله اين اعتقادات و اطمينان را به مردم لبنان هديه كردند و دختر من درسهاي بزرگي به من داد.

¤ دختر شما به عنوان يك همسر شهيد، وقتي خبر شهادت همسرش را شنيد چطور برخورد كرد؟

- دخترم فاطمه، 7ماه بيشتر با همسرش زندگي نكرد و در واقع نوعروس بود. وقتي من خبر شهادت ايشان را شنيدم، خيلي باعجله با هواپيما از سنگال به تونس و از تونس به سوريه و از سوريه به بيروت آمدم. بيروت تقريبا خالي از سكنه بود. تصور كنيد من در آن لحظه چه احساسي داشتم؟ فقط مي خواستم به دخترم برسم و در كنار او باشم. سوار ماشين شدم.وقتي به جنوب لبنان رسيدم و وارد خانه شدم، اشك در چشمانم حلقه زد و مي خواستم او را در آغوش بگيرم.
فكر مي كنيد عكس العمل دخترم فاطمه چه بود؟! به من گفت: «مادر گريه نكن! اگر بداني ربيع قبل از شهادت چه كرده و چه خساراتي را به اسرائيل وارد كرده است خوشحال خواهي شد! بيا ببين ربيع چه كرده است؟! بيا برايت تعريف كنم. او 14 تانك مركاواي اسرائيلي را نابود كرده است.»

من واقعا اشكم خشك شد از اين همه روحيه و استقامت.
فاطمه گفت كه اگر ربيع نمي رفت. اگر او و ديگر جوانهاي حزب الله شهيد نمي شدند، ما الان در لبنان نبوديم و مثل فلسطيني ها آواره بوديم.
من نشستم و گفتم لااله الاالله من چقدر كم ايشان را مي شناختم! اصلا گويا من دامادم را هرگز نشناختم!! او 24 سال بيشتر نداشت اما براي من ابهت خاصي داشت.

¤ چه خاطره اي از او در ذهنتان مانده است؟

- يك روز در لبنان در آشپزخانه مشغول پختن نهار بودم شهيد ربيع به آشپزخانه آمد و گفت: لاخير في عمل، قبل الصلوه :هيچ خيري در عملي نيست كه قبل از خواندن نماز انجام شود. من اين جمله او را هرگز فراموش نمي كنم! در خانه كه هستم هر وقت ظهر مي شود، به ياد جمله ايشان مي افتم و اول نمازم را مي خوانم.
چه زيبا نماز مي خواند، بعد بلند مي شد و به امام زمان و تمام اهل بيت سلام مي داد.
عاشق مجالس اهل بيت و عزاداري امام حسين بود. در روضه امام حسين واقعا اشك مي ريخت و من از گريه او خجالت مي كشيدم. حتي در وصيت نامه اش توصيه مي كند كه مجالس عزاداري را برپا كنيد. اين را براي همه كشورها و رهبران دنيا مي گويم. آنچه كه رهبر را رهبر مي كند همراهي ملت با او است كه به او قوت مي دهد.
اسرائيلي ها همواره اعتراف كرده اند كه وقتي لبناني ها همه چيز خود، خانه، زندگي و حتي فرزندان خود را در اين جنگ از دست داده بودند، در جواب خبرنگاران با افتخار مي گفتند همه اينها فداي سيد ما است كه منظورشان سيدحسن نصرالله است. اين مايه قوت يك نظام است.

¤ چرا اين را مي گويند مگر سيدحسن نصرالله برايشان چه كرده است؟

- سيدحسن انساني مانند ساير انسان هاست، وليكن زماني كه انسان صالح، مؤمن و مخلص باشد و همه زندگيش را براي جهاد، آن هم جهاد در راه خدا گذاشته باشد، چرا ملت او را دوست نداشته باشد. در روايات داريم كه اگر كسي 40 روز براي خدا صادق و خالص باشد خداوند عشق و محبت به او را در دل مردم ايجاد خواهد كرد و سيدحسن نصرالله، صادق است. حتي ملت اسرائيل موقعي كه سيد صحبت مي كند، از كوچك و بزرگ مي گويند او راست مي گويد و نه مسئولان ما، هرچه او مي

گويد، همان خواهد شد!

سياست سيدحسن عين ديانت او است اما سياست اسرائيل تزوير است. سيدحسن نصرالله شاگرد امام و رهبري است. موقعي كه امام زنده بودند و سيدحسن براي تحصيل در حوزه قم در ايران بودند، امام دست خود را بر شانه سيدحسن مي گذارند و مي گويند «انت نصرالله في لبنان» تو نصرت خدايي براي لبنان. با آنكه آن زمان ايشان تازه جوان كم سن و سالي بيش نبودند!

¤ رابطه سيدحسن نصرالله با رهبري چگونه است؟

- مقام معظم رهبري، سيدحسن را فرزند خود مي دانند، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. بگذاريد يك مسئله را بگويم. من تعجب مي كنم وقتي حرف هاي مردم ايران را مي شنوم. وقتي مي گويند از آن موقعي كه اين رئيس جمهور آمد گراني شده است. واقعاً بايد احمدي نژاد رئيس جمهور لبنان شود تا مردم لبنان قدرشناسي را به برخي از مردم ايران بياموزند. در لبنان وقتي مي گويي احمدي نژاد، آن چنان ابهتي را به دنبال مي آورد كه تصورش براي شما آسان نيست. هر زمان و هر دوره به رئيس جمهور خاص خود نياز دارد. زمان كنوني يك چنين رئيس جمهوري را مي خواست كه آمريكا و اسرائيل را سرجايشان بنشاند. خدا به او عمر بدهد. ما احتياج به قدم هاي او به راه او داريم و لبناني ها ايشان را خيلي دوست دارند و سلام ما را به ايشان هم برسانيد.

¤ نقش زنان لبنان در پيروزي جنگ 33 روزه مقابل اسرائيل چيست؟

- من بعد از جنگ 33 روزه به كل لبنان سرزدم تا از وضعيت خرابي ها و خسارات مطلع شوم. تا نزديكي مرز با اسرائيل، هر شهري براي خودش يك قصه دارد. هر شهر يك رنگي داشت، ولي همه آنها از يك چيز آسيب ديده بودند و آن هم هجوم اسرائيل بود ولي اين مسئله براي لبناني ها مشكل نبود. به قول دامادم شهيد «ربيع قصير»، اين نعمتي الهي بود كه خداوند در مقابل ما قرارداده تا ما به فيض شهادت نايل شويم. چون مرگ بالاخره حتمي است.پس چه بهتر است كه انسان با شهادت به آن دنيا برود.

در يكي از روستاهاي لبنان، خانمي را ديدم كه در زير موشكباران اسرائيلي ها، خانه و كاشانه خويش را ترك نمي كند و براي جوانان حزب الله در كل اين 33 روز نان مي پزد. اين لطف الهي است كه خدا به زنان مقاومت روحيه مي دهد و آنان به رزمندگان.

¤ از مادران شهدا بگوييد!

- بگذاريد قول مادر شهيد عماد مغنيه را بگويم. او سه پسر داشت و همه آنها در راه خدا به شهادت رسيدند. به سيدحسن نصرالله مي گويد: «سيد! من را ببخش كه ديگر فرزندي ندارم كه در راه تو تقديم كنم!» موقعي كه اين را مي شنوي اوج ايمان و عقيده رامي بيني. چقدر آنها ثابت قدمند!

من وقتي به پدر و مادر شهيد عماد مغنيه سر زدم و صحبت كردم، احساس كردم در مقابل آنها هيچ هستم. با خودم مي گويم اينها كه هستند با اين همه ايمان و عقيده و... اي كاش من يك پسر مانند اينها تربيت مي كردم.

¤ همسران شهيد چطور؟

- دختر من همسر يك شهيد است. او بزرگ شده آفريقاست. در يك خانواده مرفه زندگي كرده و حتي در خانه دو خدمتكار نيز داشته است اما با يك مجاهد ازدواج كرد كه از لحاظ مالي زندگي محدودي داشت. ولي من نه تنها در خانه دامادم بلكه دركل خانواده هاي حزب الله بركت الهي را مشاهده كرده ام. چون دنيا برايشان مهم نيست. هرچه از دخترم سؤال مي كردم كه مشكلي نداري؟ كمبودي نداري؟ مي گفت مادر همه چيز هست. آنها قانع هستند، ولي ما همه چيز داريم و مي گوييم كه هيچ نداريم! من روز خواستگاري به او گفتم: «فاطمه! ولي من اگر جاي تو بودم با يك مجاهد حزب الله ازدواج نمي كردم، او زندگي و هدفش مشخص است، همه اش در مبارزه است. شايد يك روزي برود و ديگر نيايد! تحملش را داري؟»
با اينكه 21 سال بيشتر نداشت، گفت: «آري! تحمل مي كنم.» وضعيت زندگي او در خانه همسرش به گونه اي بود كه حتي با دست لباس مي شست، در حالي كه در خانه ما بهترين امكانات زندگي را داشت.

¤ پيروزي حزب الله در دنيا چه تأثيري گذاشت؟!

- قبل از پيروزي هاي حزب الله در فرودگاه هاي اروپا كنار مي ايستاديم و مدت ها ما را معطل مي كردند، ولي بعد از اين پيروزي رفتارها با ما عوض شد. رفتارها با همسرم به عنوان يك لبناني عوض شد.

¤ «ربيع قصير» چگونه شهيد شد؟

- هواپيماهاي بدون سرنشين اسرائيل كه هدف را شناسايي و از بين مي برند باعث شهادت ايشان شدند و گرنه اسرائيلي ها به قدري ترسو هستند كه شجاعت حمله رودردرو با آنها را ندارند. در منطقه «طير» شهيد شدند. پيكر ايشان سه روز تمام آنجا مانده بود و بعد از پايان جنگ جنازه او را آوردند. مسئول ايشان زنده بود و فرمانده ربيع به من گفت كه اسرائيلي ها تا زماني كه ربيع زنده بود نتوانستند به اين منطقه پا بگذارند و بعد از شهادت ربيع توانستند اين منطقه را تصاحب كنند.
¤ يعني سختي هاي زيادي براي اين پيروزي كشيده شده است؟
- مقام معظم رهبري فرمودند اين جنگ، تنها جنگ لبنان با اسرائيل نبود، بلكه جنگ كفر بر ضد اسلام بود. يعني اگر لبنان پيروز شد كل مسلمانان دنيا پيروز شدند.

¤ از مادران شهدا برايمان بگوييد!

- مادر همين «ربيع قصير» داراي روحيه بالايي است كه سه پسر خود را در راه جهاد الهي به جبهه فرستاده و هر سه پسرش شهيد شده اند. تازه پسر كوچك خود را با دست خود در حزب ا... نام نويسي كرده است. الآن دختر من در لبنان زندگي مي كند و او را يادگار پسرشان مي بينند. دوست دارم خانواده هاي شهدا بفهمند كه خدا به آنان كرامت و بزرگي داده است و قدر اين كرامت را بدانند و خيلي مراقب خود باشند.
اين را بگويم كه دختر من مجدداً ازدواج كرده است، با يك لبناني كه ساكن آمريكا بوده است. او وقتي از آمريكا خبر پيروزي لبنان و حزب ا... را مي شنود به عشق سيدحسن نصرا... به لبنان مي آيد و سرانجام با دختر من ازدواج مي كند، همان طور كه همسرم به عشق انقلاب اسلامي و امام خميني به ايران آمد و با من ازدواج كرد. البته شرط دخترم براي ازدواج با ايشان اين بوده است كه او نيز به حزب ا... بپيوندد و راه ربيع قصير را ادامه دهد. البته در اين ازدواج مجدد خانواده ربيع قصير بسيار مشوق دخترم بودند.

¤ درباره تبادل اسرا برايمان بگوييد!

- اسرائيل در اين حادثه خيلي احساس شكست كرد و ساكنان اسرائيل، اين رژيم را خيلي تحت فشار قراردادند كه اگر بار ديگر بحث تبادل اسرا پيش بيايد مثل اين بار، چنين مفتضحانه شكست نخورند و دقت بيشتري به خرج دهند.چون ما 5 اسير و 200 شهيد را با 2 جسد از آنان مبادله كرديم و اين روحيه اسرائيل را خيلي تضعيف كرد.
برخي از مسئولان ارتش اسرائيل بعد از اين ماجرا در حال استعفا و جدا شدن از ارتش هستند و من شنيده ام كه به فكر تأسيس شركتي خصوصي افتاده اند.

¤لبناني ها از اين پيروزي چه احساسي دارند؟

كسي كه در راه مقاومت قدم مي گذارد هدفش را مي شناسد. اسرائيلي ها خود اعتراف كرده اند كه ما تحقيق كرديم كه علت پيروزي نيروهاي حزب الله چه بوده است؟ علت ثابت قدميشان، علت نترسي و شجاعتشان در يك كلمه خلاصه مي شود و آن هم اعتقادات محكم آنها بوده است.

به نقل از روزنامه کیهان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 18:31  توسط وحیده  | 

چرا شیطان وارد بهشت شد؟

آنگاه که پروردگار عالم اراده‏اش بر این تعلق گرفت که یر روی کره زمین، خلیفه و جانشینی از جنس خاصی (بشر) بیافریند به ملائکه فرمود: «... میخواهم روی زمین خلیفه و جانشینی قرار دهم». پس آدم ابوالبشر را آفرید و او را برتر از ملائکه قرار داد و فرمود:

"قد خلقناکم ثم صورناکم، ثم قلنا للملائکه اسجدوا لاَّدم فسجدوا الا ابلیس لم یکن من الساجدین"

بعد از خلقت حضرت آدم و حوا و امر کردن خداوند به ملائکه برای سجده کردن به آدم، این فرمان از طرف خداوند به آنها ابلاغ شد:

«ای آدم، تو و همسرت در بهشت سکونت کنید و از نعمت‏های بهشتی هر چه میخواهید بخورید، اما نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید بود».{۱}

اما شیطان به خاطر تکبری که داشت آدم را سجده نکرد و رانده درگاه حضرت حق گردید.

آدم و حوا در بهشت مشغول زندگی بودند و از نعمت‏های بهشتی استفاده میکردند. شیطان که همه بدبختیهای خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوه‏ای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. شیطان در چنین موقعیتی که حضرت آدم و حوا بهترین زندگی را دارند چگونه میتواند آسوده بنشیند و آدم را در آن همه لذت‏های بی منتهای مادی و معنوی مستغرق ببیند و نصیب وی فقط اندوه و حسرت و ندامت باشد؟

شاید اگر هم فکر انتقام در سر او نبود همان طبع حسود و تکبری که داشت او را آسوده نمیگذاشت و در صدد زایل کردن نعمت‏های بی حد الهی از آدم و حوا بر می آمد.

اما شیطان ، چگونه توانست ـ پس از رانده شدن ـ وارد بهشت شود؟

 

در پاسخ به این سؤال،  باید دید آیا بهشتی که حضرت آدم به همراه همسرش در آن ساکن بوده است همان «بهشت برین و موعود» بوده است یا باغی از باغ‏های دنیا ؟

 

بر اساس آنچه در روایات و تفاسیر بیان شده است، بهشت حضرت آدم، باغی از باغ‏های دنیا بوده است؛ زیرا اگر بهشت همان بهشت موعود نیکان و پاکان باشد، با آیات قرآن منافات دارد که میفرماید: «مقربان درگاه الهی در باغ‏هایی قرار دارند که در آنجا سخن بهیوده و لغو نمی شنوند و در آنجا گناهی صورت نمیگیرد». پس بهشت جای ورد اشخاص آلوده به گناه نیست و شیطان که آلوده به گناه بود چطور میتوانست به بهشتی که موعود نیکان است وارد شود؟!

 

از امام صادق(ع) روایت شده است که ایشان درباره بهشت فرمودند: «بهشت حضرت آدم ، باغی از باغ‏های دنیا بود که خورشید و ماه بر آن میتابید و بسیار زیبا و آب و هوای خوبی داشت.  اگر آن بهشت، بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن رانده نمی شد».{۲}

 

 

*******************************************************************************

[1].سوره بقره، آیه 35.

 

[2].تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 62.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 21:29  توسط وحیده  | 

عرض تسلیت

يَا بَابَ الحَوائِج،يَا مُوسَي بنِ جَعفَر

 

(علیه السلام)

صلی الله علیک یا موسی بن جعفر (علیهما السلام)

شهادت مظلومانه و جانسوز هفتمین پیشوای شیعیان، والد مکرم حضرت علي بن موسي الرضا(علیه السلام)، باب الحوائج الي الله، حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم(علیه السلام) را به پیشگاه مقدس و منور قطب عالم امکان، بقیة الله في الأرضین، حضرت حجة بن الحسن العسکري(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان آنحضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم.

مـهـدی(عج) بـیـا در گـوشـه زنـدان نظر کن 

 بــا دیـــده گــریــان عــیــادت از پـــدر کــن

بر گو به زهراء(س) مادرت، سرت سلامت

 دیــدار مــوســی(ع) و تــو در روز قـیـامـت

*************************************************************

 مــن مـرغ بـی بـال و پـرم

 شــد لـحــظـه هــای آخــرم 

 از بس که سیلی خورده ام

 هــســتــم شـبــیـه مـــادرم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 14:30  توسط وحیده  | 

سلامی تابستانی

من اومدم

سلام به شما و همه عزیزانی که اومدند و با اینکه من به روز نشده بودم نظر دادند خیلی ممنون

با عرض پوزش بالاخره بعد از یک ماه نیم اومدم و به روز شدم

واقعا از همه عذر خواهی می کنم

منو می بخشید؟ 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 13:16  توسط وحیده  | 

جلوه های رفتاری حضرت زهرا سلام الله علیها

نهایت عشق  

جلوه‏های رفتاری حضرت زهراسلام الله علیها(2)

فاطمه

روابط خانوادگی حضرت فاطمه(س) برای همه کسانی که خواهان یک زندگی متعالی هستند، درسهای ارزشمندی را ارایه می‏دهد. در اولین قسمت، پاره‏ای از ویژگیهای رفتاری حضرت زهرا(س) را نسبت به همسر گرامیش، بازگو نمودیم. اینک در ادامه به جلوه‏های دیگری از این زندگی والا توجه فرمایید.

* * *

تقسیم کار

یکی از عواملی که در حفظ اساس خانواده، نقش سازنده‏ای دارد، برنامه‏ریزی دقیق و منطبق با واقعیتهای زندگی است. اداره ی خانه، علی‏رغم اینکه ساده و عاری از پیچیدگی جلوه می‏کند، ظرافتهای خاص خود را می‏طلبد که بی‏تردید، به کاربستن آنها سبب موفقیت و آرامش روانی زن و مرد خواهد بود. عدم تعادل در تقسیم کار، باعث می‏شود که در نهایت، یکی از دو رکن خانه ـ یعنی زن یا مرد ـ از پای در آید.

 

یکی از جلوه‏های زندگی مشترک امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه زهرا(س) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود.

 

مدت زیادی از ازدواج آنها نگذشته بود که خدمت پیامبر(ص) رسیدند و از او تقاضا کردند، تا کارها را میان آن دو تقسیم کند. رسول خدا(ص) کارهای خانه را به فاطمه(س) سپرد و مسؤولیتهای خارج از منزل را به علی(ع) واگذار کرد. بعد از این تقسیم بود که زهرا(س) بارها اظهار خشنودی می‏کرد و رضایت خود را از این تقسیم‏بندی ابراز می‏داشت.(1)

بی‏تردید، تقسیم‏بندی پیامبر(ص) بر مبنای ساختار روحی و جسمی و مصلحت اجتماعی آنها بود.

 

به همسرت محبت کن

این روایت در بسیاری از کتابهای روایی شیعه آمده است که علی(ع) فرمود:

روزی من و زهرا(س) در خانه نشسته بودیم که ناگهان صدای پیامبر(ص) را شنیدیم؛ به احترام آن حضرت برخاستیم. پیامبر(ص) فرمود:

بر جای خود بایستید تا من هم به شما ملحق شوم. سپس فرمود:

برای چند لحظه ما را تنها بگذار. آن گاه در خلوت از فاطمه(س) سؤال کرد: رفتار شوهرت ـ علی(ع) ـ با تو چگونه است؟

فاطمه گفت:

خوب است، اما زنان قریش مرا سرزنش می‏کنند که پدرت تو را به ازدواج کسی در آورد که دستش از مال دنیا خالی است.

پیامبر(ص) فرمود:

دخترم!

پدر و شوهر تو فقیر نیستند؛ خداوند، خزاین زمین را از طلا و نقره بر من عرضه کرد، ولی من به آنچه نزد اوست، رضایت دادم. خدای سبحان به جهانیان نگریست و از میان همه، دو نفر را انتخاب کرد؛ من که پدر تو هستم و علی که شوهر توست. دخترم! شوهر تو بهترین همسرهاست، تو را از نافرمانی او برحذر می‏دارم. سپس بیرون آمد و مرا صدا زد و فرمود:

به همسرت مهربانی کن، زیرا فاطمه، پاره تن من است، رنج او، رنج من و شادی او خشنودی من است.(2)

راز داری

ادب و احترام زن به همسر خود، اقتضا می‏کند که نه تنها از طرح و بزرگ جلوه دادن کمبودهای خانه، خودداری کند، بلکه در حد امکان، کاستیها را نادیده گرفته، آنها را کوچک شمارد. هنگامی که اظهار ناراحتی، نتیجه‏ای جز رنجش شوهر ندارد، زن نباید کلامی در این رابطه با او بگوید. ایثار، و محبت، اقتضا می‏کند که او خود به ترتیبی که می‏داند آنها را جبران کرده و زحمت مضاعف را بر شوهر خود، تحمیل نکند.

 

روزی فاطمه(س) به حضور پدرش رسید، در حالی که آثار ضعف و گرسنگی از چهره زهرا(س) نمایان بود. رسول خدا(ص) وقتی این حالت را مشاهده کرد، دستهایش را به سوی آسمان، بلند نموده و گفت: خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن و وضع او را سامان بده.(3)

پیامبر اکرم(ص) بدون اینکه زهرا(س) سخنی به او بگوید، از ضعف و گرسنگی او باخبر می‏شود که این خود، یکی دیگر از نمونه‏های پای‏بندی به اساس و اسرار خانواده است.

 

نگاه روح‏بخش

وجود زن، در خانه می‏تواند محیط را به دریایی از مهر و عطوفت تبدیل کند، به گونه‏ای که مرد با حضور در این فضا، آرامش پیدا کرده و مرهمی بر زخمهای دل او باشد. در غیر این صورت زندگی برای او فرسایش روح و مرگ تدریجی خواهد بود. مرد، همسر خود را مایه آرامش و تسلی خاطر می‏داند و به تعبیر دیگر، نگاه مرد به خانه و زندگی‏اش نگاه کسی است که از میان موجهای سهمگین دریا، به ساحت آرام می‏نگرد.

مشکلات بیرونی

هر مردی برای حل مشکلات گوناگون خارج از منزل، به یک روحیه ی قوی و زنده، نیازمند است. او سعی می‏کند که از لحظاتی که در بستر آرام‏بخش خانه‏اش سکونت می‏یابد، برای تقلیل کاستیها و زدودن نگرانیها استفاده کند.

مردی که از نعمت چنین خانه و خانواده‏ای برخوردار است، در مسیر زندگی و انجام وظایف سیاسی، اجتماعی خود، فردی پیروز و موفق خواهد بود.

فاطمه(س) جایگاه حساس و بلند شوهرش را می‏داند؛ همچنین می‏داند که علی(ع) در محیط بیرون با چه مشکلاتی روبه‏روست. کوشش او ایجاد یک محیط آرام و باصفا در درون خانه بود، و نه تنها سخنی که موجب پریشانی او بشود بر زبان نمی‏آورد، بلکه آنچه می‏گفت در جهت اهداف همسر فداکار و دلاورش بود.

امیرالمؤمنین علی(ع) موضوع را این گونه بیان می‏کند:

هیچ گاه، فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجاند؛ او را به هیچ کاری مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت؛ در هیچ امری، قدمی برخلاف میل باطنی من برنداشت و هر گاه که به رخسارش نظاره می‏کردم، تمام غصه‏هایم برطرف می‏شد و دردهایم را فراموش می‏کردم.(4) در جایی دیگر می‏فرماید: به خدا قسم! هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود، او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد.(5)

سپاس مجاهدتها

فاطمه(س) در تمام مبارزات همسرش اعم از مبارزات سیاسی و جنگهای نظامی، مایه ی امید و دلگرمی او بود؛ در غیاب شوهر، خانه و فرزندان او را به خوبی اداره می‏کرد؛ با اشتیاق به انتظار بازگشت شوهر از جنگ می‏نشست و تمام سعی و کوشش خود را در راه آسایش او به کار می‏برد، به طوری که، وقتی علی(ع) برمی‏گشت و ساعاتی را در میان خانواده‏اش می‏گذراند، تمام خستگیهای حاصل از جنگهای طاقت‏فرسا، از تن او می‏رفت .

 

پی نوشت ها:

1ـ بحارالانوار، ج43، ص153.

2ـ کشف‏الغّمه، ج1، ص363، مناقب خوارزمی، ص256، بحارالانوار، ج43، ص133، ناسخ‏التواریخ، ص43.

3ـ بحارالانوار، ج43، ص77.

4- بحارالانوار، ج43، ص123، کشف‏الغّمه، ج1، ص363.

5-  کشف‏الغّمه، ج1، ص363.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:20  توسط وحیده  | 

مور و سلیمان(ع)

در مثنوی الهی‌نامه عطار آمده است که: حضرت سلیمان بر گروهی از موران می‌گذشت. همه برای خدمت حاضر شدند، مگر

موری که تلی خاک پیش لانه‌اش بود و چست و چالاک ذره ذره خاک را بر می‌گرفت و به جای دیگر می‌برد. سلیمان او را

فراخواند و به وی گفت: با این جثه کوچک و بنیه ضعیف اگر عمر نوح و صبر ایوب هم داشته باشی نمی‌توانی این تل خاک را از

پیش برداری. مور در پاسخ سلیمان می‌گوید: من بر موری عاشقم و او برگرفتن این تل خاک را شرط وصال قرار داده است.

می‌کوشم تا آن را برگیرم و به وصال برسم. اگر هم نتوانم، لااقل عمر خویش را در این مسیر گذرانده‌ام و می‌توانم بگویم که مدعی دروغ زن نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 11:41  توسط وحیده  | 

جلوه های رفتاری حضرت زهرا سلام الله علیها

شایسته ترین زوج دنیا

جلوه‏های رفتاری حضرت زهرا سلام الله علیها

زهراوعلی

ازدواج به دلیل انطباق و هماهنگی آن با طبیعت بشری پیوند مهر و ایجاد انس و الفت و پیدایش عشق و دوستی را به ارمغان می‏آورد. زن به عنوان رکن اساسی و همچنین به لحاظ ظرافت و لطافت ویژه‏ای که در ساختار روحی او هست، عمده‏ترین نقش را در این راستا بر عهده دارد. و قرآن کریم به همین لطافت روحی که موجب سکون و آرامش خانواده می‏شود، اشاره می‏کند و آن را از آیات بلند خدای تعالی می‏داند:

«و من آیاته اَن خلق لکم مِن انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مَودَّةً و رحمةً»(1)

«از نشانه‏های اوست که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید تا در کنار او آرامش یافته، با هم انس گیرید، و میان شما دوستی و رحمت قرار داد.»

حضرت فاطمه(س) که نمونه ی بارز و مصداق کامل زن است، بهترین و کاملترین مصداق آیه فوق می‏باشد، بی‏تردید در این ازدواج مبارک، اهداف و مقاصدی بیش از آنچه در ازدواجهای معمولی منظور است، در نظر بود. آن هدف برتر، همانا همگامی در مسیری بود که موجب کمال اعضاء خانواده و همچنین اجتماع می‏شد.

آنچه از تاریخ بر جای مانده است به تحقق این انگیزه ی مقدس در این پیمان زناشویی شهادت می‏دهد. شهادت می‏دهد که فاطمه از لحظه ی ورود به خانه ی ساده ، اما نورانی علی(ع) تا آخرین روز زندگی بر سر پیمان خود بود.این از قله‏های برجسته ی زندگی حضرت فاطمه(س) است که از همان آغاز ورود به خانه ی همسر، تمام شخصیت و هویت خود را چنان بروز دهد که تا پایان مسیر مشخص باشد.

پاسخ صریح و زیبای علی(ع) به پیامبر اکرم(ص) در فردای عروسی، مؤیدی است بر آنچه گفته آمد علی(ع) در این پاسخ کوتاه و عمیق فاطمه را بهترین یار و مددکار در طاعت حق معرفی می‏کند. وقتی پیامبر(ص) از او پرسید که زهرا(س) را چگونه یافتی؟ عرض کرد:

«نعم العون علی طاعة اللّه‏»(2) «فاطمه، چه خوب یاوری برای اطاعت الهی است»

تعاون بر تقوا و نیکی یکی از ارکان زندگی مشترک علی(ع) و فاطمه(س) بود و شاید یکی از بهترین و شکوهمندترین نشانه‏های آن این است که زهرا(س) در طول زندگی پرفراز و نشیب خود با علی(ع)، هیچ گاه از وی تقاضایی ننمود که اجابت آن برای علی(ع) مشکل و موجب اذیت وی باشد.

لباس، زینت، اثاث خانه، مسکن وسیع و امثال آن خواسته‏هایی است که معمولاً هر زنی به خود اجازه می‏دهد که از همسر خویش درخواست نماید.اما زهرا(س) هرگز همسرش را برای تهیه این نوع خواسته‏ها به زحمت نینداخت.

بانوان مسلمان اگر حضرت زهرا را الگوی خود قرار دهند از در خواست هایی که انجام آن برای همسر سخت است ،چشم پوشی کرده و باقناعت وبردباری زندگی کنند ٬ آرامش را به محیط خانه می آورند.

وقتی فاطمه(س) از بیت نبوت به سرای امامت رفت، میان این خانه و خانه پدرش تفاوتی نمی‏دید، زیرا این خانه هم، مانند آنجا، محلی برای رفع مشکلات و حل گرفتاریهای مردم بود. مردم سخت به این خانه چشم دوخته بودند، و ناگواریها و غمهای خود را در آنجا مطرح می‏کردند و سبکبال از آن خارج می‏شدند.

بدین گونه حضرت زهرا(ع) شریک مجاهدتهای اجتماعی و مردمی همسر بزرگوارش امیرالمؤمنین(ع) بود. او با شناخت عمیق و درک جایگاه بلند و حساس همسرش، تمام سختیها و مرارتهای زندگی را به جان می‏خرید و ذره‏ای در اخلاق حسنه و سلوک او در روابط همسری و مسؤولیتهای زندگی، اثر منفی نگذاشت و این می‏تواند به نوبه خود دستورالعمل یک زندگی پربار و شیرین باشد. آن حضرت(س) تلاش در محیط خانه را ارج می‏گذاشت و با جان و دل به آن می‏پرداخت.

تجلی ایثار

ایثار و از خود گذشتگی، یکی از مهمترین عوامل استحکام روابط و محبت میان اعضاء یک مجموعه است. اگر همسران در روابط خود  گذشت داشته باشند بسیاری از مسایلی که امروزه باعث از هم گسیختگی خانواده ها می شود ، پیش نخواهد آمد. نمونه‏های ایثار و گذشت در زندگی هر انسانی نشانگر بزرگی روح و علو همت اوست، از این نمونه‏ها در زندگی امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) فراوان دیده می‏شود. به این نمونه زیبا توجه فرمایید:

پیامبر اکرم(ص)، علی(ع) و فاطمه(س) را مشاهده نمود که مشغول کار هستند. از آنها پرسید:

کدام یک خسته‏تر هستید؟

امیرالمؤمنین(ع) پاسخ داد:

فاطمه!

رسول خدا(ص) در جای فاطمه(س) نشست و کار او را انجام داد.

از جمله نکاتی که در این گزارش کوتاه قابل توجه است، یکی همکاری علی(ع) با فاطمه(س) در امور خانه و دیگری نحوه پرسش است که پیامبر اکرم(ص) نمود و مستقیما خطاب به دختر خویش ننمود که می‏خواهم به تو کمک نمایم. از طرف دیگر علی(ع) با همین پاسخ کوتاه، عطوفت و مهربانی به همسرش را نشان می‏دهد و این می‏تواند درس بزرگی برای همه خانواده‏ها باشد که در روابط همسری، از خود گذشتگی یک اصل است و باید با مسایل زندگی خود و دیگران با ظرافت و مهربانی برخورد کرد. و رفتار پیامبر الگوی مناسبس برای خانواده های عروس وداماد است.

روشن است آنگاه که روح تعاون در محیط محدود خانه اوج گرفت انسان، گذشت و فداکاری را پیشه خود نمود در جامعه نیز با همه گستردگیش اثر می‏گذارد، بنابراین محیط زندگی شخصی، زمینه‏ای برای رشد مکارم اخلاقی و آماده شدن برای حضور مفید در جامعه می‏باشدو محیط خانوده و جامعه به هم مربوط است.

منبع: تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 19:56  توسط وحیده  | 

واحد پاسخگویی به سوالات دینی

سلام

یه سایتی براتون پیدا کردم. شما تو این سایت می تونید خیلی راحت هر سوالی که راجع به مسائل دینی (از هر موضوع) دارین خیلی راحت مطرح کنید حتی شما می تونید با استادهای دینی این سایت هم چت کنید و همونجا جواب سوالتونو بگیرین!!! باورکردنی نیست!!!!!!!!!! البته من خودم هم امتحانش کردم و خیلی سوالامو پرسیدم

شما هم حتما برید و ببینید چی همه سوال و جواب مطرح شده !!!!!

البته لینکشو تو پیوندهای وبلاگ گذاشتم اما بازم اینجا می ذارم

واحد پاسخگویی به سوالات دینی

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 13:22  توسط وحیده  |